|
فضيلت آداب زيارت حضرت امام حسين |
|
|
فصل هفتم در فضيلت زيارت حضرت ابو عبد الله الحسين صلوات الله عليه و آدابى كه زاير آن جناب بايد مراعات آنها را نمايد در طريق زيارت و در آن حرم مطهر و كيفيت زيارت آن حضرت و در آن سه مقصد است مقصد اول در فضيلت زيارت آن حضرت است بدان كه فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام از حيطه بيان بيرون است و در اخبار بسيار وارد شده كه معادل حج و عمره و جهاد بلكه بالاتر و افضل است به درجات و باعث مغفرت و خفت حساب و رفع درجات و اجابت دعوات و موجب طول عمر و حفظ بدن و مال و زيادتى روزى و برآمدن حاجات و رفع هموم و كربات است و ترك آن سبب نقصان دين و ايمان و ترك حق بزرگى از حقوق پيغمبر صلى الله عليه و آله است و كمتر ثوابى كه به زاير آن قبر شريف رسد آن است كه گناهانش آمرزيده شود و آنكه حق تعالى جان و مالش را حفظ كند تا او را به اهل خود برگرداند و چون روز قيامت شود حق تعالى او را حافظتر خواهد بود از دنيا و در روايات بسيار است كه زيارت آن حضرت غم را زايل مىكند و شدت جان كندن و هول قبر را برطرف مىكند و آنكه هر مالى كه در راه زيارت آن حضرت خرج شود حساب مىشود براى او هر درهمى به هزار درهم بلكه به ده هزار درهم و چون رو به قبر آن حضرت برود چهار هزار ملك استقبال او مىكنند و چون برمىگردد مشايعت او مىنمايند و آنكه پيغمبران و اوصياى ايشان و ائمه معصومين و ملائكه سلام الله عليهم أجمعين به زيارت آن حضرت مىآيند و دعا براى زوار آن حضرت مىكنند و ايشان را بشارتها مىدهند و حق تعالى نظر رحمت مىفرمايد بسوى زايرين امام حسين عليه السلام بيش از اهل عرفات و آنكه هر كسى در روز قيامت آرزو مىكند كه كاش زوار آن حضرت بود از بس كه مشاهده مىكند از كرامت و بزرگوارى ايشان در آن روز و روايات در اين باب بى حد است و ما در ضمن زيارات مخصوصه اشاره به پارهاى از فضيلت زيارت آن حضرت خواهيم نمود و در اينجا اكتفا مىكنيم به ذكر يك روايت ابن قولويه و كلينى و سيد بن طاوس و ديگران روايت كردهاند به سندهاى معتبره از ثقه جليل القدر معاوية بن وهب بجلى كوفى كه گفت: يك وقتى به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام رفتم ديدم آن حضرت را كه در مصلاى خويش مشغول نماز است نشستم تا نمازش تمام شد پس شنيدم كه مناجات مىكرد با پروردگار خود و مىگفت اى خداوندى كه مخصوص گردانيدهاى ما را به كرامت و وعده دادهاى ما را شفاعت و علوم رسالت را به ما دادهاى و ما را وارث پيغمبران گردانيدهاى و ختم كرده به ما امتهاى گذشته را و ما را مخصوص به وصيت پيغمبر گردانيدهاى و علم گذشته و آينده را به ما عطا كردهاى و دلهاى مردم را بسوى ما مايل گردانيدهاى اغْفِرْ لِي وَ لِإِخْوَانِي وَ زُوَّارِ قَبْرِ أَبِي الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا بيامرز مرا و برادران مرا و زيارت كنندگان قبر ابى عبد الله الحسين عليه السلام را آنان كه خرج كردهاند مالهاى خود را و بيرون آوردهاند از شهرها بدنهاى خود را براى رغبت در نيكى ما و اميد ثوابهاى تو در صله ما و براى شاد گردانيدن پيغمبر تو و اجابت نمودن ايشان امر ما را و براى خشمى كه بر دشمنان داخل كردهاند و مراد ايشان خوشنودى تو است پس مكافات ده ايشان را از جانب ما به خوشنودى و حفظ كن ايشان را در شب و روز و خليفه ايشان باش در اهل و اولاد ايشان كه در وطن خود گذاشتهاند به خلافت نيكو و رفيق ايشان باش و دفع كن از ايشان شر هر جبار معاندى را و هر ضعيف و شديد از خلقت را و شر شياطين جن و انس را و بده بر ايشان زياده از آنچه اميد دارند از تو در دور شدن از وطنهاى خود و در اختيار كردن ايشان ما را بر فرزندان و اهالى و خويشان خود خداوندا دشمنان ما عيب كردند بر ايشان بيرون آمدن ايشان را به زيارت ما پس اين مانع نشد ايشان را از عزم كردن و بيرون آمدن بسوى ما از روى مخالفت ايشان فَارْحَمْ تِلْكَ الْوُجُوهَ الَّتِي غَيَّرَتْهَا الشَّمْسُ وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْخُدُودَ الَّتِي تُقَلَّبُ عَلَى قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ پس رحم كن آن روها را كه آفتاب متغير گردانيده است و رحم كن گونههاى روى ايشان را كه مىگردانند و مىمالند بر قبر امام حسين عليه السلام و رحم كن آن ديدهها را كه گريهشان جارى شد از ترحم بر ما و رحم كن آن دلها را كه جزع كردهاند و سوختهاند از براى مصيبت ما و رحم كن آن فغانها را كه در مصيبت ما بلند كردهاند خداوندا آن جانها و آن بدنها را بتو مىسپارم تا سيراب گردانى ايشان را از حوض كوثر در روز تشنگى و پيوسته آن حضرت به اين نحو دعا مىكرد در سجده پس چون فارغ شد گفتم آن دعا كه من از شما شنيدم اگر در حق كسى مىكرديد كه خدا را نمىشناخت گمان داشتم كه آتش جهنم به او نرسد هرگز و الله كه آرزو كردم كه زيارت آن حضرت كرده بودم و حج نكرده بودم حضرت فرمود كه چه بسيار نزديكى تو به آن حضرت چه مانع است ترا از زيارت اى معاويه ترك زيارت مكن گفتم فداى تو شوم نمىدانستم كه اين قدر فضيلت دارد فرمود كه اى معاويه آنها كه براى زيارت كنندگان آن حضرت دعا مىكنند در آسمان زياده از آنهايند كه دعا مىكنند براى ايشان در زمين ترك مكن زيارت آن حضرت را از براى خوف از احدى كه هر كه از براى خوف ترك زيارت كند آنقدر حسرت برد كه آرزو كند كه كاش آنقدر مىماندم نزد قبر آن حضرت كه در آنجا مدفون مىشدم آيا دوست نمىدارى كه خدا ببيند ترا در ميان آنها كه دعا مىكنند براى ايشان رسول خدا و على و فاطمه و ائمه معصومين عليهم السلام آيا نمىخواهى از آنها باشى كه ملائكه در قيامت با ايشان مصافحه مىكنند آيا نمىخواهى از آنها باشى كه در قيامت بيايند و هيچ گناه بر ايشان نباشد آيا نمىخواهى از آنها باشى كه در قيامت حضرت رسول صلى الله عليه و آله با ايشان مصافحه مىكند مقصد دوم در آدابى كه زاير حضرت سيد الشهداء عليه السلام بايد مراعات آنها را نمايد در طريق زيارت و در آن حرم مطهر و آن چند چيز است اول سه روز روزه دارد پيش از آنكه از خانه بيرون رود و در روز سوم غسل كند چنانكه حضرت صادق عليه السلام به صفوان دستور العمل دادند و بيايد در ذكر زيارت هفتم و شيخ محمد بن المشهدى در مقدمات زيارت عيدين ذكر فرموده كه چون اراده كنى زيارت آن حضرت را پس سه روز روزه بدار و روز سوم غسل كن و اهل و عيال خود را بسوى خود جمع كن و بگو اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ الْيَوْمَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ وُلْدِي وَ كُلَّ مَنْ كَانَ مِنِّي بِسَبِيلٍ الشَّاهِدَ مِنْهُمْ وَ الْغَائِبَ اللَّهُمَّ احْفَظْنَا [بِحِفْظِكَ] بِحِفْظِ الْإِيمَانِ وَ احْفَظْ عَلَيْنَا اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِي حِرْزِكَ وَ لا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَيِّرْ مَا بِنَا مِنْ نِعْمَةٍ وَ عَافِيَةٍ وَ زِدْنَا مِنْ فَضْلِكَ إِنَّا إِلَيْكَ رَاغِبُونَ آنگاه از منزل خود بيرون برو با حال خشوع و بسيار بگو لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ و ثناى خداوند و صلوات بر پيغمبر و آل او صلوات الله عليهم بفرست و راه بيفت به آرامى و وقار (و روايت شده كه: حق تعالى خلق مىكند از عرق زوار قبر امام حسين عليه السلام از هر عرقى هفتاد هزار ملك كه تسبيح مىكنند خداى تعالى را و استغفار مىكنند براى او و براى زوار امام حسين عليه السلام تا آنكه روز قيامت برپا شود) دوم (از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: چون به زيارت امام حسين عليه السلام بروى زيارت كن آن حضرت را محزون و غمناك و ژوليده مو و غبار آلوده و گرسنه و تشنه كه آن حضرت با اين احوال شهيد شده است و حاجات خود را طلب نما و برگرد و آن را وطن خود قرار مده) سوم آنكه در سفر زيارت آن حضرت توشه را از چيزهاى لذيذ مانند بريانى و حلواها قرار ندهد و خوراك خود را نان با لبن يعنى شير يا ماست قرار دهد (از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه فرمود: شنيدهام كه جماعتى به زيارت امام حسين عليه السلام مىروند و با خود سفرهها برمىدارند كه در آنها بزغالههاى بريان و حلواها هست و اگر به زيارت قبر پدران يا دوستان خود بروند اينها را با خود برنمىدارند) (و در حديث معتبر ديگر منقول است كه: آن حضرت به مفضل بن عمر فرمود كه زيارت كنيد امام حسين عليه السلام را بهتر از آن است كه زيارت نكنيد و زيارت نكنيد بهتر از آن است كه زيارت كنيد مفضل گفت پشت مرا شكستى فرمود كه و الله اگر به زيارت قبر پدران خود برويد اندوهگين و غمناك مىرويد و به زيارت آن حضرت كه مىرويد سفرهها با خود برمىداريد بلكه مىبايد ژوليده مو و گرد آلود برويد) مؤلف گويد پس چقدر شايسته است براى اغنيا و تجار كه ملاحظه اين مطلب را در اين سفر بنمايند و هرگاه در بلادى كه در بين راه ايشان است تا كربلا بعض دوستانشان كه ايشان را دعوت و ميهمانى مىكنند و در زمان حركت از منزلشان سفره و ناهار خوريهاى آنها را از مطبوخات لذيذه و مرغ بريان و ساير بريانيها مملو مىكنند قبول نكنند و بگويند كه ما مسافر كربلا هستيم و شايسته نيست براى ما تغذى به اين نحو غذاها (شيخ كلينى رحمة الله عليه روايت كرده كه: بعد از شهادت امام حسين عليه السلام زوجه كلبيه آن حضرت اقامه ماتم نمود براى آن حضرت و گريست و گريستند ساير زنها و خدمتكاران تا حدى كه اشكهاى آنها خشك شد و ديگر اشكشان نيامد پس از يك جايى براى آن مخدره هديه فرستادند جونى كه معنى آن را مرغ قطا گفتهاند براى آنكه از خوردن آن قوتى بگيرند در گريستن بر امام حسين عليه السلام چون آن محترمه آن را ديد پرسيد اين چيست گفتند هديهاى است كه فلانى فرستاده براى شما كه استعانت بجوئيد به آن در ماتم حسين عليه السلام فرمود لسنا في عرس فما نصنع بها ما كه در عروسى نيستيم ما را چه به اين خوراك پس امر فرمود آن را از خانه بيرون بردند) چهارم از چيزهايى كه در سفر زيارت امام حسين عليه السلام مندوب است تواضع و فروتنى و خشوع و راه رفتن مانند بنده ذليل پس كسانى كه در طريق زيارت آن حضرت سوار مىشوند بر اين مراكب جديده كه به قوه بخار بسرعت حركت مىنمايد و امثال آن بايد خيلى ملتفت خود باشند كه تجبر و تكبر نكنند و بر ساير زايرين و بندگان خدا كه بسختى و مشقت به كربلا مىروند بزرگى ننمايند و آنها را به چشم حقارت نظر نكنند علماء در احوال اصحاب كهف نقل كردهاند كه آنها از مخصوصين دقيانوس و بمنزله وزراى او بودند وقتى كه حق تعالى رحمت خود را شامل حال آنها فرمود و بفكر خدا پرستى و اصلاح كار خود برآمدند صلاح خود را در اين ديدند كه از مردم كناره گيرند و در غارى مأوى گرفته به عبادت خدا مشغول شوند پس سوار بر اسبها شده و از شهر بيرون آمدند همين كه سه ميل راه رفتند تمليخا كه يكى از آنها بود گفت يا إخوتاه جاءت مسكنه الآخرة و ذهب ملك الدنيا انزلوا عن خيولكم و امشوا على أرجلكم اى برادران اين راه راه آخرت است و بايد بنحو فقيرى و مسكنت رفت و ملك و رياست دنيا را بايد كنار گذاشت اكنون از اسبها بايد پياده شويد و با پاى پياده به درگاه حق تعالى برويد تا شايد پروردگار شما بر شما رحم نمايد و گشايشى در امر شما نصيب شما فرمايد پس همگى از اسبهاى خويش پياده شدند و در آن روز آن محترمين معظمين با پاى پياده هفت فرسخ راه رفتند تا آنكه پاهاى ايشان مجروح شد و خون از آنها متقاطر گرديد پس زايرين اين قبر مطهر اين مطلب را در نظر داشته باشند و هم بدانند كه هر چه در اين راه شخص براى خدا تواضع كند باعث رفعت مقام او خواهد شد و لهذا در آداب زيارت آن جناب (از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه به زيارت قبر امام حسين عليه السلام برود پياده حق تعالى بنويسد از براى او به عدد هرگامى هزار حسنه و محو مىكند از او هزار گناه و بلند كند از براى او در بهشت هزار درجه) پس چون به شط فرات برسى غسل كن و پاهاى خود را برهنه كن و نعلهاى خود را در دست خود بگير و راه رو مانند راه رفتن بنده ذليل پنجم آنكه اگر در بين راه زوار پياده ديد كه وامانده و خسته شده و از او استعانتى خواست تا ممكن شود در كار او اهتمام نموده و او را به منزل برساند و مبادا با او استخفاف و بىاعتنايى نمايد (شيخ كلينى به سند معتبر از أبو هارون روايت كرده كه: من حاضر بودم در خدمت حضرت صادق عليه السلام كه فرمود به مردمى كه در نزد او بودند چه شده از براى شما كه استخفاف مىنمائيد به ما پس برخاست از بين آنها مردى از اهل خراسان و گفت پناه مىبريم به خدا از آنكه ما استخفاف كنيم به شما يا به چيزى از امر شما فرمود آرى تو خودت يكى از آن اشخاص هستى كه سبك شمردى و خوار نمودى مرا آن مرد گفت پناه مىبرم به خدا كه من خوار نموده باشم شما را فرمود واى بر تو آيا نشنيدى فلان كس را در وقتى كه نزديك به جحفه بوديم با تو گفت مرا بقدر يك ميل سوار كن كه به خدا سوگند من خسته شدم به خدا سوگند كه تو سر بسوى او بلند نكردى و استخفاف به او نمودى و هر كسى كه مؤمنى را خوار نمايد ما را خوار نموده و حرمت خدا را ضايع كرده) مؤلف گويد كه ما در آداب زيارت در ادب نهم كلامى با روايتى از على بن يقطين كه مناسب است با اين مقام ذكر كرديم به آنجا رجوع كن كه در آن موعظه نيكويى است و اين ادب كه در اينجا ذكر شد اختصاص به زوار امام حسين عليه السلام ندارد لكن چون اين مطلب در راه زيارت آن حضرت خيلى اتفاق مىافتد لهذا ما در اينجا ذكر نموديم ششم از ثقه جليل القدر محمد بن مسلم مروى است كه به حضرت امام محمد باقر عليه السلام عرض كرد كه چون ما به زيارت پدرت حسين بن على عليهما السلام مىرويم آيا نه چنان است كه در حجيم فرمود بلى گفت پس بر ما لازم است آنچه بر حاجيان لازم است فرمود كه بر تو لازم است كه نيكو مصاحبت بنمايى با هر كه رفيق تو است و بر تو لازم است كه كم سخن بگويى مگر سخن خير و لازم است بر تو كه ياد خدا بسيار بكنى و لازم است كه جامههايت پاكيزه باشد و لازم است كه غسل كنى پيش از آنكه داخل حاير شوى و لازم است كه با خشوع و رقت باشى و نماز بسيار بكنى و صلوات بر محمد و آل محمد بسيار بفرستى و بايد كه خود را نگاه دارى از چيزهايى كه سزاوار نيست تو را و بايد كه ديده خود را از حرام و شبهه بپوشانى و احسان به برادران مؤمن پريشان خود بكنى و اگر كسى را ببينى كه خرجيش تمام شده او را دستگيرى كنى و خرجى خود را ميان خود و ايشان برابر قسمت كنى و لازم است بر تو تقيه كه قوام دين تو به آن است و پرهيزكارى از چيزهايى كه خدا از آنها نهى كرده است و ترك كنى خصومت و بسيار قسم خوردن و مجادله و منازعه كه در آن قسم باشد پس چون چنين كنى تمام مىشود ثواب حج و عمره از براى تو و مستوجب مىشوى از جانب آن كسى كه طلب ثواب او كرده به مال خرج كردن و از اهل خود دور افتادن اينكه برگردى به آمرزش گناهان و رحمت و خوشنودى خدا) هفتم (در روايت ابو حمزه ثمالى از حضرت صادق عليه السلام در باب زيارت امام حسين عليه السلام منقول است كه: چون به نينوا رسيدى بارهاى خود را در آنجا بگذار و روغن بر خود ممال و سرمه مكش و گوشت مخور مادامى كه در آنجا مقيم مىباشى) هشتم غسل به آب فرات است كه روايات در فضيلت آن بسيار است (در حديثى از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه غسل كند به آب فرات و زيارت كند قبر امام حسين عليه السلام را از گناهان خالى شود مانند روزى كه از مادر متولد شده باشد و اگر چه گناهان كبيره بوده باشد) و روايت شده كه: خدمت آن حضرت عرض شد كه بسا شود كه ما به زيارت قبر امام حسين عليه السلام برويم و دشوار باشد بر ما غسل زيارت بسبب سرما يا غير آن فرمود كه هر كه غسل كند در فرات و زيارت كند حسين عليه السلام را نوشته شود براى او از فضيلت آنقدر كه به شماره در نيايد) (و از بشير دهان روايت است كه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه: هر كه به زيارت قبر حسين بن على عليهما السلام برود پس وضو بگيرد و غسل كند در فرات برندارد قدمى و نگذارد قدمى مگر آنكه بنويسد حق تعالى براى او حجه و عمره) (و در بعضى روايات است كه: غسل كن از فرات از موضعى كه برابر قبر آن حضرت واقع شود) و خوب است چنانكه از بعضى روايات استفاده مىشود چون به فرات برسد صد مرتبه اللَّهُ أَكْبَرُ و صد مرتبه لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ و صد مرتبه صلوات بر پيغمبر و آل آن حضرت بفرستد نهم چون خواستى داخل حاير مقدس شوى از درى كه در جانب مشرق واقع است داخل شو چنانكه حضرت صادق عليه السلام به يوسف كناسى فرمودند دهم (در روايت ابن قولويه است كه: حضرت صادق عليه السلام به مفضل بن عمر فرمود كه اى مفضل چون برسى به قبر امام حسين عليه السلام بر در روضه بايست و اين كلمات را بخوان كه ترا به هر كلمه نصيبى از رحمت الهى خواهد بود السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِيِّ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُوسَى كَلِيمِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عِيسَى رُوحِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ مُحَمَّدٍ حَبِيبِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ عَلِيٍّ وَصِيِّ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ الْحَسَنِ الرَّضِيِّ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَارِثَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الشَّهِيدُ الصِّدِّيقُ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَصِيُّ الْبَارُّ التَّقِيُّ السَّلامُ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ وَ أَنَاخَتْ بِرَحْلِكَ السَّلامُ عَلَى مَلائِكَةِ اللَّهِ الْمُحْدِقِينَ بِكَ أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصا حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ پس بسوى قبر روانه مىشوى و به هر قدمى كه بر مىدارى يا مىگذارى مثل ثواب كسى دارى كه در خون خود دست و پا زده باشد در راه خدا پس چون به نزديك قبر برسى دست بر قبر بمال و بگو السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ سَمَائِهِ پس مىروى و متوجه نماز مىشوى و بهر ركعت كه مىكنى نزد آن حضرت مثل ثواب كسى دارى كه حج و عمره هزار مرتبه كرده باشد و هزار بنده را آزاد كرده باشد و هزار مرتبه از براى خدا به جهاد ايستاده باشد با پيغمبر مرسل) الخبر يازدهم (از ابو سعيد مدائنى منقول است كه گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق عليه السلام و پرسيدم كه بروم به زيارت قبر حسين عليه السلام فرمود بلى برو بزيارت قبر حسين عليه السلام فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله نيكترين نيكان و پاكيزه ترين پاكيزگان و نيكوكارترين نيكوكاران و چون آن حضرت را زيارت كنى نزد سر آن حضرت هزار مرتبه تسبيح حضرت امير المؤمنين عليه السلام را بخوان و نزد پاهاى آن حضرت هزار مرتبه تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام را بخوان پس نزد آن حضرت دو ركعت نماز بكن و در آن دو ركعت سوره يس و الرحمن بخوان پس چون چنين كنى ثواب عظيم از براى تو خواهد بود گفتم فداى تو شوم تسبيح على و فاطمه عليهما السلام را به من بياموز فرمود بلى اى ابو سعيد تسبيح على عليه السلام اين است سُبْحَانَ الَّذِي لا تَنْفَدُ خَزَائِنُهُ سُبْحَانَ الَّذِي لا تَبِيدُ مَعَالِمُهُ سُبْحَانَ الَّذِي لا يَفْنَى مَا عِنْدَهُ سُبْحَانَ الَّذِي لا يُشْرِكُ أَحَدا فِي حُكْمِهِ سُبْحَانَ الَّذِي لا اضْمِحْلالَ لِفَخْرِهِ سُبْحَانَ الَّذِي لا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ سُبْحَانَ الَّذِي لا إِلَهَ غَيْرُهُ و تسبيح حضرت فاطمه عليها السلام اين است سُبْحَانَ ذِي الْجَلالِ الْبَاذِخِ الْعَظِيمِ سُبْحَانَ ذِي الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِيفِ سُبْحَانَ ذِي الْمُلْكِ الْفَاخِرِ الْقَدِيمِ سُبْحَانَ ذِي الْبَهْجَةِ وَ الْجَمَالِ سُبْحَانَ مَنْ تَرَدَّى بِالنُّورِ وَ الْوَقَارِ سُبْحَانَ مَنْ يَرَى أَثَرَ النَّمْلِ فِي الصَّفَا وَ وَقْعَ الطَّيْرِ فِي الْهَوَاءِ) دوازدهم آنكه نماز فريضه و نافله را نزد قبر امام حسين عليه السلام بجا آورد زيرا كه نماز نزد آن حضرت مقبول است سيد بن طاوس گفته كه جد و جهد كن كه از تو فوت نشود فريضه و نافله در حاير شريف همانا (روايت شده كه: نماز واجبى نزد آن حضرت برابر است با حج و نماز نافله با عمره) مؤلف گويد كه در روايت مفضل گذشت ثواب بسيارى براى نماز در حاير شريف (و در روايت معتبرى از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه: هر كه زيارت كند آن حضرت را و دو ركعت نماز يا چهار ركعت نزد آن حضرت بكند ثواب حج و عمره براى او نوشته شود) و آنچه از اخبار ظاهر مىشود آن است كه نماز زيارت و غير آن را در عقب قبر آن حضرت و در بالا سر كردن هر دو خوب است و اگر در بالا سر كند عقبتر بايستد كه محاذى اصل قبر مقدس نباشد (و در روايت ابو حمزه ثمالى است از حضرت صادق عليه السلام كه: در نزد سر آن حضرت دو ركعت نماز بگزارد در ركعت اول سوره حمد و سوره يس بخوان و در ركعت دوم سوره حمد و سوره الرحمن بخوان) و اگر خواهى در پشت قبر نماز را بكن و در بالاى سر بهتر است و چون فارغ شوى نماز كن آنچه خواهى و اما اين دو ركعت نماز زيارت ناچار است نزد هر قبرى كه زيارت كنند و ابن قولويه از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده كه به شخصى فرمود اى فلان چه مانع است ترا كه هرگاه حاجتى براى تو روى دهد بروى نزد قبر حسين صلوات الله عليه و چهار ركعت نماز گزارى نزد او پس حاجت خود را بطلبى بدرستى كه نماز فريضه نزد آن حضرت معادل است با حج و نماز نافله معادل است با عمره)
|