|
نگارش یافته توسط محمدرضا کوزه گر کالجی
|
|
تقدیم به آستان الهی خامس آل عبا حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام بعد عمری ظلم و جور بی شمار شد معاویه به دوزخ رهسپار چون یزید بی حیا و شب پرست بر سریر ظلمت و پستی نشست او که خود شیطان استبداد بود فاسد و غارتگر و جلاد بود او که خود جرثومه ی ابلیس بود کافر مطلق پر از تلبیس بود خواست بیعت از حسین مرتضا با دوصد تزویر ونیرنگ و ریا خواست بیعت از فروغ کبریا بیعت از آیینه ی نور خدا خواست بیعت مظهر شیطان یزید از حسین آن قلب قرآن مجید خواست بیعت، ظلمت از نور هدی بیعت از پور علی شیر خدا این خیالی پوچ و باطل بود وخام تن به ذلت کی دهد مرد همام رسم و راه عاشقان ، آزادگیست حق تعالی را سراپا بندگیست دست رد زد نور چشم فاطمه بر لعین بن لعین بی واهمه پس یزید ، آن زاده ی آل زنا آن پلید،آن مظهر ظلم و جفا کرد مولی را مخیر بر دوچیز دست بیعت یا که جنگی ناگریز نور چشم حضرت حیدر حسین شیر میدان، پادشاه عالمین خامس آل عبا، سوم امام کرد حج خویشتن را ناتمام بنده ی خاص خدای ذوالجلال جاودان خورشید تابان کمال با همه اهل و عیال و عاشقان با گروه سالکان و صادقان گشت عازم سوی دشت کربلا آن فروزان آفتاب هل اتی پس یزید آن شوم زاد روزگار داد فرمان بر شروع کارزار گشت فرمانده ، سپاه ظلم را ابن سعد آن روبه مکر وریا ابن سعد حق گریز و شب پرست آن منافق ملحد ملعون و پست شد به قصد جنگ با« نور خدا » با سپاهش عازم کرببلا با سپاهش دست در دست یزید روبه سوی جبهه ی حق صف کشید روز عاشورا سر آغاز نبرد بود از سوی سپاه ابن سعد جنگ جاری، همچو رود نیل شد بر حسین بن علی تحمیل شد یک طرف بوده، سپاه کینه ها یک طرف هم لشکر آیینه ها یک طرف بوده سپاه سنگها ارتش رنگ و ریا و جنگها یک طرف سرکرده شان بس شوم و پست آن طرف فرمانده شان از عشق مست سرور خوبان حسین بن علی ذات هو را در دوعالم منجلی او که بود از باده ی توحید مست با خدایش داشت ، پیمان از الست آفتاب عزت و پایندگی شاهباز رادی و مردانگی نور چشم حضرت خیرالنسا یادگار آفتاب هل اتی عشق را در کربلا تفسیر کرد قلبهامان رابه حق زنجیر کرد معنی حی علی خیر العمل خوش به پیمان با خدایش کرد عمل گشت اکران ، روز عاشورای خون صحنه های پایمردی ها، جنون سینمای عاشقی ، تصویر شد قلبهامان ، این چنین تسخیر شد اوکه عهدش بود از روز ازل شد به کامش مرگ ، شیرین چون عسل آفتاب آسمان بندگی با شهادت داد درس زندگی حیدر آزاد مردی را پسر درس عزت داد بر نوع بشر شافع محشر حسین بن علی ذات حق را در دو عالم منجلی از تو درس زندگی آموختیم شعله شعله عاشقی افروختیم بر تو ای خورشید آزادی درود روح تابان جوانمردی درود نور سرمد پادشاه عالمین کن نظر بر عاشقانت یا حسین سروده ی محمدرضا کوزه گر کالجی
|