اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 
 
دست گره گشا چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط محمدرضا کوزه گر کالجی   

بوی ستاره می دهد، دست گره گشای تو
طعنه به ماه می زند ، چهره ی دلربای تو
سرو گلستان شرف ، غیرت سرخ عاشقی
عشق و وفا خورده گره، بر تو ودستهای تو
شاهد بزم عارفان، می بری از زمانه دل
ای مه هاشمی نسب ، هستی ما فدای تو
ساقی وادی عطش، تشنه ی توست عاشقی
عشق دخیل بسته بر، غیرت رهگشای تو
در دوجهان شد لقبت، باب حوایج زمان
این لقب خجسته را، داده به تو خدای تو
سرو كجا و قامتت، قامت مرتضاييت
کرده بپا قیامتی ، قامت دلربای تو
عشق خدا ، خدای عشق ، دار و ندار عاشقان
عاشق سوته دل بود، هماره مبتلاي تو
نام خدایی تو شد، ورد زبان لحظه ها
در عجب است عالمی، از شرف و وفای تو
پای زمانه بسته است، به گیسوی نگاه تو
خاک کف پای توایم، چو رهروان گدای تو
خیمه زده به در گهت، شاعرکی غزلسرا
تا که تمام خویش را، هدیه کند به پای تو
نور دل شاه نجف، ماه نجابت و شرف
کعبه ی عاشقان بود، مرقد باصفای تو
ای تو علمدار حسین ، مران زدرگهت مرا
منم چو خیل عاشقان، گدای بینوای تو
با تو تمام لحظه ها، بوی بهشت می دهند
مطاف عرشیان بود ، مرقد دلگشای تو
شعر بلند آسمان، بهانه ی سرودنم
غلام درگاه توام ، شاعر دستهای تو
ساقی تشنه لب که شد، شرم رخ از رخت فرات
آب خجالت زده از ، دست زتن جدای تو
غیرت سرخ عاشقی، ای مه هاشمی نسب
جان چه بود که تاکنم ، پیشکش از برای تو
زند به چشمان غزل ، خون ستاره ها شتک
چونکه سراید از غمت ، شاعر آشنای تو
سرا یمت غزل غزل ، ماه غریب القمه
جان جهان شهید عشق ، عالمیان فدای تو

محمد رضا کوزه گر کالجی( قنبر ثانی)

?????
??? :*
??? ?????????? :
??? :*

?? ??? :* Code
??? ??? ????? ???? ?? ?? ??? ?????????? ?? ??????? ???.




  

 
< بعد   قبل >
   

 

   
 
 
  شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام