اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 
 
با توجه به اينكه قرآن مي‎فرمايد: وَلاتُلْقُوا بِاَيْديكُمْ اِلي التَهْلُكَةِ ـ بقره/ 195 [خودتان را به هلاكت نيندازيد] پس چرا امام حسين(ع) حق را به كشتن داد؟ چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط ebr_ali@yahoo.com   


القاي نفس در تهلكه, يكي از موضوعاتي است كه به حسب اختلاف احوال و عناوين، گاه موضوع حكم تحريمي و گاه موضوع حكم الزامي و وجوبي مي‎شود و اين طور نيست كه مطلقاّ القاي نفس در تهلكه حرام باشد. بلكه گاهي هم واجب مي‎شود و اگر فرضاّ اين آيه عموميت داشته باشد با ادلة ديگر تخصيص مي‎خورد. اگر اسلام در تهلكه بيفتد و نجات آن از تهلكه متوقف بر القاي نفس در تهلكه باشد، آيا باز هم القاي نفس در تهلكه جايز نيست و آيا عقلاً و شرعاً كسي كه براي حفظ جان خود، اسلام را در تهلكه بگذارد مسؤول نيست؟ و آيا اين مورد از جهاد و دفاع, اولي به فداكاري و وجوب نيست؟ فلسفة‌جهاد و دفاع، دعوت به توحيد و آزاد كردن بشر از پرستش غير خدا و حفظ اسلام و نجات دين از تهلكه و يا حفظ كشور اسلام از تسلط اجانب است كه بر مردم طبق احكام جهاد و دفاع ـ با يقين به كشته شدن و افتادن نفوس بسيار در تهلكه ـ واجب است. اگر دفاع از سنگر و مرزي، توقف بر كشته شدن جمعي از لشگر پيدا كرد و براي حفظ مملكت اسلام، دفاع از آن ضرورت داشت، بايد با تحمل تلفات سنگين به دفاع پرداخت و ا ين القاي در تهلكه، جايز بلكه واجب است. كسي كه در راه خدا و براي حفظ دين و مصالح عموم كشته شود, ضايع و باطل نشده، بلكه باقي و ثابت‎تر گرديده و خود را به اعلي الثمن و گرانترين قيمتها فروخته است. پس در زمينة تحصيل مصلحت, يا دفع مفسدتي كه شرعاً, مهمتر از حفظ جان باشد، بذل جان و تن دادن به مرگ و شهادت القاي در تهلكه نيست، نظير صرف مال كه اگر انسان آن را دور بريزد تبذير است ولي اگر براي حفظ آبرو و شرافت يا استفادة بيشتر بدهد، بجا و مشروع است.

 
< بعد   قبل >
   

 

   
 
 
  شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام