اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 
 
يكي از مهمترين علل شهادت امام حسين و گرويدن مردم به امويان جهل مردم بود، اين جهل به چه معناست؟ چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط ebr_ali@yahoo.com   


مقصود از جهالت مردم اين نبود كه چون مردم بي‎سواد بودند و درس نخوانده بودند، مرتكب چنين عملي شدند و اگر درس خوانده و تحصيل كرده مي‎بودند نمي‎كردند. نه، در اصطلاح دين «جهالت» بيشتر در مقابل «عقل» گفته مي‎شود و مقصود آن تنبّه عقلي است كه مردم بايد داشته باشند و به عبارت ديگر قوّة تجزيه و تحليل قضاياي مشهود و تطبيق كليات بر جزئيات است و اين چندان ربطي به سواد و بي‎سوادي ندارد. علم، حفظ و ظبط كليات است و عقل قوّة تحليل است. به عبارت ديگر امام حسين شهيدِ فراموشكاري مردم شد، زيرا مردم اگر در تاريخ پنجاه شصت سالة خودشان فكر مي‎كردند و قوّة تنبّه و استنتاج و عبرت‎گيري در آنها مي‎بود و به تعبير سيدالشّهداء كه فرمود: «اِرْجِعوا اِلي عُقولِكُمْ» اگر به عقل و تجربة پنجاه شصت سالة خود رجوع مي‎كردند و جنايتهاي ابوسفيان و معاويه و زياد در كوفه و خاندان اموي را اصولاً فراموش نمي‎كردند و گول ظاهر فعلي معاويه را ـ كه دم‎زدن از دين به خاطر منافع شخصي است ـ نمي‎خوردند و عميق فكر مي‎كردند، و حساب مي‎كردند آيا حسين(ع) براي دين و دنياي آنها بهتر بود يا يزيد و معاويه و عبيدالله، هرگز چنين جنايتي واقع نمي‎شد. پس در حقيقت علت عمدة اينكه مردمي نسبتاً معتقد به اسلام اين طور با خاندان پيغمبر رفتار كردند در صورتي كه همانها حاضر بودند قربةً الي الله در جنگ كفار شركت كنند، فقط و فقط فراموشكاري مردم و گول ظاهر خوردن آنها بود، يعني نتوانستند پشت پردة نفاق را ببينند. ظاهر شعائر اسلامي را محفوظ مي‎ديدند و توجه به اصول و معانيِ از بين رفته نداشتند.

 
< بعد   قبل >
   

 

   
 
 
  شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام