اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 
 
ارزش عامل امر به معروف و نهي از منكر در قيام امام حسين نسبت به دو عامل دعوت مردم كوفه و امتناع امام از بيعت با يزيد چگونه است؟ چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط ebr_ali@yahoo.com   


اين عامل ارزش بسيار بسيار بيشتري از دو عامل ديگر به نهضت حسيني مي دهد. به موجب همين عامل است كه اين نهضت شايستگي پيدا كرده است كه براي هميشه زنده بماند، براي هميشه يادآوري شود و آموزنده باشد. البته همه عوامل آموزنده هستند ولي اين عامل آموزندگي بيشتري دارد، زيرا نه متكي به دعوت است و نه متكي به تقاضاي بيعت؛ يعني اگر دعوتي از امام نمي شد، حسين بن علي(ع) به موجب قانون امر به معروف و نهي از منكر نهضت مي‎كرد. اگر هم تقاضاي بيعت از او نمي كردند، باز ساكت نمي نشست. موضوع خيلي فرق مي‎كند و تفاوت پيدا مي‎شود.
به موجب عامل اول، چون مردم كوفه دعوت كردند و زمينه پيروزي صدي پنجاه يا كمتر آماده شده است، امام حركت مي‎كند. يعني اگر تنها اين عامل در شكل دادن نهضت حسيني مؤثر بود، چنانچه مردم كوفه دعوت نمي‎كردند حسين(ع) از جاي خود تكان نمي خورد. به موجب عامل دوم، از امام بيعت مي خواهند و مي فرمايد با شما بيعت نمي‎كنم. يعني اگر تنها اين عامل مي‎بود، چنانچه حكومت وقت از حسين عليه السلام بيعت نمي خواست، او با آنها كاري نداشت، مي‎گفت شما با من كار داريد، من كه با شما كاري ندارم؛ شما از من بيعت نخواهيد، مطلب تمام است. پس به موجب اين عامل، اگر آنها تقاضاي بيعت نمي‎كردند، ابا عبدالله هم آسوده و راحت بود، سر جاي خود نشسته بود، حادثه و غائله اي به وجود نمي‎آمد. اما به موجب عامل سوم، حسين يك مرد معترض و منتقد است، مردي است انقلابي و قيام كننده، يك مرد مثبت است. انگيزه ديگري لازم نيست. همه جا را فساد گرفته، حلال خدا حرام، و حرام خدا حلال شده است، بيت المال مسلمين در اختيار افراد ناشايسته قرار گرفته و در غير راه رضاي خدا مصرف مي‎شود و پيغمبر اكرم فرمود: هر كس چنين اوضاع و احوالي را ببيند «فَلَم يُغَيِّر عَلَيهِ بِفِعِلٍ وَلا قَولٍ» و درصدد دگرگوني آن نباشد، در مقام اعتراض برنيايد «كانَ حَقاً عَلي اللهِ اَن يُدخِلَهُ مُدخَلَهُ» (تاريخ طبري، 4/304) شايسته است (ثابت است در قانون الهي) كه خدا چنين كسي را به آنجا ببرد كه ظالمان، جابران، ستمكاران و تغيير دهندگان دين خدا مي روند، و سرنوشت مشترك با آنها دارد. به گفته جدش استناد مي كند كه در چنين شرايطي كسي كه مي داند و مي فهمد و اعتراض نمي كند، با جامعه گنهكار خود سرنوشت مشترك دارد. تنها اين حديث نيست، احاديث ديگري از شخص پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله در اين زمينه هست.

 
< بعد   قبل >
   

 

   
 
 
  شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام