|
چرا امام حسين(ع) حجّ خود را نيمه تمام گذاشت و از مكّه در آستانه شروع اعمال حجّ خارج شد؟
|
|
|
|
نگارش یافته توسط ebr_ali@yahoo.com
|
|
قبل از آنكه به تحليل تاريخي اين پرسش بپردازيم، بايد اين نكته را متذكر شويم كه از ديدگاه فقهي، اين سخن مشهور كه امام حسين(ع) حجّ خود را نيمه تمام گذاشت، سخن نادرستي است؛ زيرا امام(ع) در روز هشتم ذي حجه «يوم الترويه» از مكّه خارج شد.همان، ص 147. در حاليكه اعمال حجّ - كه با احرام در مكّه و وقوف در عرفات شروع ميشود - از شب نهم ذي حجه آغاز ميشود. بنابراين، امام(ع) اصولاً وارد اعمال حج نشده بود، تا آن را نيمه تمام گذارد.
بله، مسلماً آن حضرت در هنگام ورود به مكّه، عمره مفرده انجام داده و چه بسا در طول اقامت چند ماهه خود در مكّه و احتمالاً در فاصلههاي مختلف، اقدام به انجام اعمال عمره كرده بود. اما انجام اعمال عمره مفرده، به معناي ورود در اعمال حجّ نميشود. در برخي از روايات تنها از انجام عمره مفرده از سوي امام(ع) سخن به ميان آمده است.عن الصادق(ع): «... ان الحسين بنعلي(ع) خرج يوم التروية الي العراق و كان معتمراً». ر.ك. وسائل الشيعه، ج 1، ص 246، كتاب حج، باب 7، ابواب العمرة ج 2 و 3.
از نقطه نظر تاريخي بالاخره اين پرسش باقي است كه با وجود آنكه يكي از علل انتخاب مكّه، داشتن فرصت مناسب براي تبليغ ديدگاه خود بود؛ چرا در اين شرايط زماني ويژه - كه اوج حضور حاجيان از سرتاسر نقاط مختلف در مكّه، عرفات و منا است و بهترين فرصت تبليغي براي آن حضرت فراهم آمده است - نابهنگام و به صورت ناگهاني مكّه را ترك كرد؟ به طور خلاصه ميتوانيم علل اين تصميم ناگهاني را چنين ذكر كنيم:
يك. احتمال خطر جاني
از برخي عبارات امام حسين(ع) - كه در مقابل ديدگاه شخصيتهاي مختلفي كه با بيرون رفتن آن حضرت از مكّه و حركت به سوي كوفه مخالف بودند، ابراز شده - چنين بر ميآيد كه امام(ع) ماندن بيشتر در مكّه را مساوي با بروز خطر جاني براي خود ميدانست؛ چنانكه در جواب ابن عباس ميفرمايد: «كشته شدن در مكاني ديگر براي من دوست داشتنيتر از كشته شدن در مكّه است».ابن كثير، البداية و النهاية، ج 8، ص 159.
در پاسخ عبداللَّه بن زبير نيز فرمود: «به خداوند سوگند! اگر يك وجب خارج از مكّه كشته شوم، براي من دوست داشتنيتر است تا آنكه به اندازه يك وجب در داخل مكّه كشته شوم. به خداوند سوگند! اگر من به لانهاي از لانه جانوران پناه برم، مرا از آن بيرون خواهند كشيد تا آنچه را از من ميخواهند، به دست آورند».وقعة الطف، ص 152. امام(ع) در برخورد با برادر خود محمد حنفيه، به صراحت سخن از قصد ترور يزيد در محدوده حرم امن الهي نسبت به جان خود سخن به ميان آورد.سيد بن طاووس، لهوف، ص 82. بالاخره در بعضي از متون به صراحت سخن از اين مطلب به ميان آمده كه يزيد، عدهاي را همراه با سلاحهاي فراوان براي ترور امام حسين(ع) در مكّه فرستاده بود.همان. به غلط در اين متن فرمانده آنان «عمر بن سعد بن ابي وقاص» ذكر شده كه در متون ديگر به عمرو بن سعيد بن عاص تصحيح شده است.
دو. شكسته نشدن حرمت حَرَم
در ادامه برخي از عبارات پيش گفته، تذكّر اين نكته از سوي امام حسين(ع) وجود داشت كه نميخواهد حرمت حرم امن الهي، با ريخته شدن خون او در آن شكسته شود؛ گرچه در اين ميان گناه بزرگ از آن قاتلان و جنايتكاران اموي باشد.
آن حضرت اين مطلب را در برخورد با عبداللَّه بن زبير و به گونه تعريضآميز نسبت به او - كه بعدها در مكّه موضع گرفته و لشكريان يزيد حرمت حرم را خواهند شكست - به صراحت بيان ميدارد. ايشان در جواب ابن زبير ميفرمايد:
«ان ابي حدثني ان لها كبشاً به تستحلّ حرمتها فما احبّ ان اكون انا ذالك الكبش» ؛ ابن اثير، الكامل في التاريخ، ج 2، ص 546.«پدرم (علي(ع)) براي من نقل كرد كه در مكّه قوچي است كه به وسيله آن حرمت شهر شكسته ميشود و من دوست ندارم كه مصداق آن قوچ باشم».
|