اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 
 
چرا امام حسين (ع) با همة قدرت و توان، مظلوم شهيد شد؟ چرا به جاي اين كه او را به قدرت و عظمتش ستايش كنيم، از مظلوميت او مي گوييم و همگي اشك مي ريزيم؟ چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط ebr_ali@yahoo.com   


در دو محور سامان مي يابد:
أ ) در مورد قدرت و شجاعت امام و يارانش:
بين شهادت امام و ياران حضرت، و شجاعت و قدرت آنان منافات نيست، زيرا حادثه كربلا در اثر يك جنگ نابرابر به وجود آمد، بدين معنا كه در يك سوي جنگ افراد كمي با ابزار جنگي محدود قرار داشتند اما در يك سوي ديگر افراد زياد و ساز و برگ هاي جنگي بسيار.
در جنگ نابرابر معمولاً برنده جنگ، طرفي است كه نيروها و امكانات بيشتري در اختيار دارد در حادثه كربلا شجاعت و توان امام و ياران او به نمايش گذاشته شد . آنان به گونه اي به جنگ پرداختند كه حتي دشمنان شجاعت آنان را ستودند. هر يك از ياران امام در برابر ده ها نفر از سپاه دشمن قرار گرفته و چندين نفر از آنان را هلاك كردند . شجاعت امام و ياران او بود كه دشمن را سخت نگران نموده و از جنگ هاي تن به تن پرهيز مي كرد؛ از اين رو دشمن سعي مي كرد حمله عمومي نمايد. مبارزه افتخار آفرين مسلم بن عقيل در كوفه كه در برابر تعداد زيادي از دشمن صورت گرفت، بيانگر اوج شجاعت و قدرت او مي باشد. شجاعت علي اكبر ، حضرت عباس و قاسم ... (ع) موجب شد كه دشمن توان مقابله با آنان را از دست داده و در برابر هر كدام از تعداد بسياري بهره گيرند.
دستور عمر سعد براي حمله عمومي و سنگباران كردن مبارزان جبهه امام نشان دلاوري آنان و بزدلي سپاه كوفه بود. حميد بن مسلم كه راوي صحنه هاي كربلا است مي گويد: به خدا سوگند! هيچ محاصره شده اي در انبوه مردم را كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده بود، همچون حسين بن علي نديده ام كه قويدل و شجاع باشد. مردان دشمن او را محاصره مي كردند او با شمشير بر آنان حمله مي كرد و انبوه سپاه از چپ و راست مي گريختند . شمر چون چنين ديد ، به نيروهاي سواره دستور داد به پشتيباني نيروهاي پياده، امام را تيرباران كردند.(1)
آمار كشته هاي دشمن بيانگر شجاعت و توان امام و ياران او است. طبيعي است در جنگ ها ، به رغم قدرت و شجاعت طرف مقابل، كسي پيروز مي شود كه نيرو و امكانات بيشتر داشته باشد. افزون بر آن در حادثة عاشورا دشمن همه اصول جنگي را ناديده گرفته و از هيچ جنايتي دريغ نكرد.
ب) در مورد بيان مظلوميت و عدم بيان قدرت و عظمت حضرت
در آغاز بيان مي داريم : زنده نگهداشتن ياد و خاطره شهيدان كربلا هدفي والا و مقدس است. بيان مظلوميت و گريستن براي مصائب حضرت و يارانش ، بهترين راه براي وصول به هدف مذكور است. امّا چرا در مجالس عزا عموماً از مظلوميت حضرت صحبت مي شود و از قدرت و عظمتش حرفي نمي زنند؟ در صورت صحت اين ادعا، دلايل را بدين شرح مي توان برشمرد:
1 . تعريف شفاف و جامع از قيام امام ارادة نشده است. عدم تعريف شفاف از مسايل تاريخي عاشورا موجب شده است برداشت هاي متفاوت از مسايل تاريخي صورت گيرد.
2 . يكي از عوامل ديگر در كم رنگ بودن شجاعت و عظمت امام حسين (ع) اوج جنايت و ظلمي است كه در جريان حادثه عاشورا شكل گرفت. در حادثه عاشورا فرزند پيامبر را به شهادت رساندند و خاندان وي را به اسارت بردند. طفل شش ماه حضرت را با وضع فجيع به شهادت رساندند ، نيز آب را بر روي سپاه و زنان و بچه ها بستند كه بيانگر اوج جنايت و ظلم دشمن است.
افزون بر آن شخصيت امام را زير سؤال برده و امام را آشوبگر و خارجي معرفي نمودند(2) در حالي كه يزيد به عنوان جانشين پيامبر (ص) و خليفه مسلمين معرفي مي شد! زير سؤال بردن شخصيت امام، مظلوميت حضرت را چند برابر نمود. از آنجا كه در حادثه عاشورا مظلوميت امام و ياران او يكي از شاخصه هاي برجسته حادثه كربلا محسوب مي گردد، اين بعد عاشورا را بيشتر پررنگ بوده و سخنرانان و مداحان بيشتر آن را مورد توجه قرار مي دهند.
3 . يكي ديگر از علل تأثير گذار در پر رنگ بودن بعد مظلوميت امام و ياران او، اين است كه در آموزه هاي ديني، مردم به عزاداري براي امام سفارش شده اند.
در عزاداري ها معمولاً به ابعادي از حادثه پرداخته مي شود كه احساسات و عواطف مردم برانگيخته شده و مردم گريه و سوگواري نمايند بيان شجاعت و عظمت امام و ياران او معمولاً موجب گريه و سوگواري نمي شود. البته بيان شجاعت و عظمت آنان آثار مفيدي دارد.
هم چنين بايد توجه داشت كه شأن مجالس سوگواري با محافل علمي متفاوت است. محافل سوگواري ، جاي روزه خواني و خطابه است. در روزه خواني و خطابه بيشتر بر احساسات تكيه مي شود، در حالي كه در مجالس علمي و تحقيقي به ابعاد ديگر نيز توجه مي شود، به همين خاطر كه غالباً در بحث هاي علمي و كنفرانس هايي كه در اين موضوع صورت مي گيرد، جنبه هاي ديگر نهضت (كه به عنوان درس ها و عبرت ها و تحليل صورت مي گيرد) بيشتر تحقيق و بيان مي شود و از سوگواري و نحوه به شهادت رسيدن كمتر سخن به ميان مي آيد.
4 . يكي از عللي كه موجب شده بيان ابعاد شجاعت و عزت و عظمت امام حسين (ع) كم رنگ شود، آن است كه مورخان و سيره نگاران در تدوين حادثه عاشورا بيشتر ابعاد مظلوميت امام حسين (ع) را مورد توجه قرار داده اند. در آينه مورخان - به ويژه مورخان شيعي - چنين رويكردي داشته اند، عوامل متعددي مؤثر بوده است. شايد بدان جهت بوده كه عظمت امام در كتاب هاي غير تاريخي بيان شده و نياز نبوده است كه در مقابل و كتاب هاي تاريخ به گونه اي پر رنگ بيان شود. شايد هم بدان جهت بوده كه مورخان با بيان مظلوميت امام (ع) جنايت و خباثت دشمن را به نمايش بگذارند كه فرزند پيامبر را با آن جايگاه رفيع به شهادت رسانده اند. بر اين اساس رويكرد مورخان در بيان بعد مظلوميت امام تأثير گذار بوده است.
5 . يكي از علل ديگر كه موجب شده است بعد مظلوميت امام از ابعاد ديگر شخصيت حضرت پر رنگ تر گردد، تحريف برخي از مسايل حادثه كربلا است. معمولاً افسانه سازي و تحريف بيشتر بر آن دسته از مسايل صورت مي گيرد كه موجب جلب مخاطبان شده و جنبة عاطفي آن پر رنگ باشد. متأسفانه برخي از مداحان با تحريف مسايل عاشورا بيشتر به بعد مظلوميت امام مي پردازند تا از مردم اشك گرفته شنوندگان جذب مداحي آنان شوند.
بايد همه ابعاد عاشورا مورد توجه قرار گيرد و در مجالس و محافل همان گونه كه از مظلوميت امام سخن به ميان مي آيد، از عظمت و شجاعت او نيز بحث شود، زيرا در حادثه عاشورا همان طور كه مظلوميت امام و ياران او ظهور نمود، خدا محوري ، معنويت گرايي، حماسه و شجاعت آنان نيز ظهور و بروز نمود.
امروزه آنچه كه افكار عمومي را مجذوب نموده، عزت مندي و آزادي خواهي و شجاعت امام است.
برخي از نويسندگان ، سخنرانان و مداحان همان گونه كه به بيان مظلوميت امام مي پردازند، ابعاد ديگر قيام امام را نيز بيان مي كنند . چه بسا نويسندگاني كه با تدوين كتاب و مقاله به بيان شجاعت آزادي خواهي و جايگاه امام و ياران او نيز پرداخته اند.
پي نوشت ها :
1 . فرهنگ عاشورا ، ص 264 - 265.
2 - تاريخ طبري، ج4، ص 289؛ انساب الاشراف، ج3، ص 375.

 
< بعد   قبل >
   

 

   
 
 
  شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام