|
چرا واقعة كربلا آن گونه كه اتفاق افتاده بيان نمي شود، مثلاً اين كه علل و اهداف قيام امام حسين چه بوده است؟
|
|
|
|
نگارش یافته توسط ebr_ali@yahoo.com
|
|
اگر مقصود اين است كه دربارة حادثة عاشورا بحث هاي مفصل صورت نگرفته ؛ اين نگرش قابل قبول نيست؛ زيرا درباره قيام امام حسين (ع) صدها كتاب و مقاله تدوين و همايش هاي علمي برگزار شده است. مورخان ابعاد تاريخي آن را تجزيه و تحليل نموده و متكلمان و فقيهان ابعاد كلامي و فقهي حادثه عاشورا را بررسي كرده اند.
امروزه نيز انديشمندان با گرايش هاي مختلف درخصوص ابعاد نهضت كربلا پژوهش نموده اند. مي توانيد به كتاب هايي مانند حماسه حسيني، استاد شهيد مطهري رجوع نماييد.
اگر مقصود اين است كه در تبيين ابعاد حادثه عاشورا جامع نگري نشده و در تجزيه و تحليل آن افراط و تفريط صورت گرفته؛ اين نگرش قابل قبول است؛ زيرا حادثه عاشورا مانند حوادث ديگر دچار مشكل شده و برخي از مسايل آن شفاف نيست.
درخصوص عدم جامع نگري دربارة حادثه عاشورا عوامل متعدد تأثير گذارند كه به بعضي اشاره مي شود:
1) اختلاف مباني
انديشمندان دربارة حادثه كربلا مانند مسايل ديگر اختلاف نظر دارند. اين اختلافات دربارة علل قيام ، ابعاد و اهداف قيام ظهور نموده است. بعضي علل قيام امام را تشكيل حكومت مي دانند. بعضي علل قيام را در عدم بيعت وي با يزيد جستجو مي كنند.
برخي باور دارند كه عامل اصلي قيام امر به معروف و نهي از منكر است. برخي ديگر عقيده دارند كه علت قيام انجام تكليف الهي است. گروهي از انديشمندان ديگر عوامل فردي و شخصي را علل قيام امام
مي دانند.
نظريه پردازي ناهمگون موجب شده است كه برخي از ابعاد حادثه عاشورا مورد غفلت واقع شده و برخي از مسايل آن زير سؤال برود؛ زيرا هر كدام از طرفداران اين مباني درصدد تقويت ديدگاه هاي خود و تضعيف نگرش ديگران بوده اند.
2) تحريف
گرچه بيشتر حوادث عاشورا از تحريف مصون مانده اند، ولي بعضي از مسايل آن تحريف شده است. تحريف ها در قالب تحريف لفظي و معنوي و با انگيزه هاي مختلف صورت گرفته است.
معناي تحريف آن است كه برخي از مسايل كه از حوادث عاشورا نبوده اند، به عنوان مسايل عاشورا تلقي شده و برخي از مسايل مربوط به عاشورا ثبت و ضبط نگرديده است.
افزون بر آن برخي از مسايل قيام امام حسين به گونه صحيح تفسير و تعريف نشده اند.
متأسفانه اين گونه تحريف ها زمينة كج فهمي و مبالغه گويي را فراهم كرده اند. امروزه اگر برخي از واقعيات عاشورا بيان نمي گردد يا تغيير غلط از آنها ارائه مي شود، ريشه در تحريف عاشورا دارد. شايد تحريف برخي از واژگان و مفاهيم عاشورا موجب شد كه استاد شهيد مطهري كتاب "حماسه حسيني" را تدوين كرده و صاحبان انديشه را به تحريف زدايي فراخواند.
3) تعصبات مذهبي
متأسفانه تاريخ اسلام شاهد تعصبات قومي و مذهبي در حوزه هاي مختلف است. از جمله اين تعصبات ، در ثبت و ضبط حادثه عاشورا ظهور نمود. برخي از انديشوران اهل سنت - به خاطر تعصبات مذهبي - بعضي از وقايع عاشورا را بيان نكرده يا تفسير و تعريف غير منطقي از آنها ارائه نمودند. اين رويكرد در عدم جامع نگري قيام كربلا نقش اساسي دارد.
4) كمبود ابزار و نيروي انساني
يكي از عوامل مهم تدوين حوادث، نيروي انساني و ابزار نگارش است. عدم اين عناصر موجب مي شود كه همه حوادث ثبت و ضبط نشده و بعضي از مسايل تاريخي ابهام داشته باشد. بر همين اساس تاريخ انبيا و تاريخ گذشته جهان فاقد شفافيت بوده و برخي از مسايل آن مبهم هستند.
حادثه كربلا در مقطع زماني (61 هجري) شكل گرفت كه ابزار نگارش مسايل تاريخي و نيروي انساني مورد نياز وجود نداشت. نبود اين عوامل موجب شد كه برخي از مسايل عاشورا تدوين نشده و بعضي از مسايل آن مبهم باشند.
در عين حال به رغم همة مشكلات ذكر شده، كمتر حادثه تاريخي وجود دارد كه مانند حادثه عاشورا (كه در زمان كوتاه در گذشته دور اتفاق افتاده) خبر و روايت در مورد آن وجود داشته باشد و از جزئيات حوادث آن خبر داده باشند، نيز اين همه در مورد آن و ابعاد مختلف و اهداف و نتايج آن سخن گفته و كتاب ها تأليف شده باشد.
نظريات خود را نامه بعدي نسبت به پاسخ هاي ارائه شده براي ما بنويسيد.
2
1
|