|
بر توسن موج خشم،آوا زده بود |
|
|
|
نگارش یافته توسط Administrator
|
|
بر توسن موج خشم،آوا زده بود مانند على بر صف هيجا زده بود آبى مگر آورد حرم را ز فرات سقاى حسين،دل به دريا زده بود سقاى كربلا و علمدار شاه دين فرزند شير حق و هژبر كنامها با كام تشنه آب ننوشيدى از فرات ياد لب حسين و دگر تشنه كامها افسوس شد اميد تو از آب،نا اميد با اينكه شد ز جانب تو اهتمامها دستت جدا شد از تن و دستخدا شدى حق در عوض سپرد به دستت زمامها سيدرضا بهشتى فرهنگ عاشورا صفحه 227 جواد محدثى
|