اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنآئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللّهُ اخِرَالْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
 
 
دل نوشته ای در سوگ شهادت امیر عشق حضرت مولای متقیان علی علیه السلام چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط محمدرضا کوزه گر کالجی   

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

دل نوشته ای در سوگ شهادت امیر عشق حضرت مولای متقیان علی علیه السلام


به نام مذهب و دین ، شوم زادی از تبار جهل و نفاق و کینه ، که در کله ی پوک و منجمدش،شیطان تعصب کور و نادانی مطلق و جنایت و دنائت وپستی ونامردمی ودروغ،لانه کرده بود وقلب سیاهش تبدیل به سنگستانی از قساوت و بی رحمی شده بود از مدتها پیش ،خنجر کینه ی شتری تعصب و جهل را تیز کرد و دریغا که این ننگ زمین و زمان ، ابن ملجم خونخوارتر از نرون و آتیلا و  چنگیز،تصمیم گرفت تا ماهتاب زمین وآسمان ،نور چشم قدسیان ، خورشید محبت ، بازوی عدالت خداوند ،یعنی تاج سر بهشتیان ،آن یار و یاور همیشه همراه پیغمبر اکرم(ص) را به شهادت برساند و این چنین بود که در نوزدهمین سحر از شهرا... که ماه عبادت و خودسازی است ، ابن ملجم مرادی این نام چرکین تاریخ که شش دانگ لعنت و ننگ ابدی را برای همیشه ی تاریخ به نام سیاهش به ثبت رساند ، به تحریک دختری روسیاه تر ازقلب سیاه و شومش،یعنی قطام نیرنگ و رنگ و ننگ و رسوایی و هرزگی ، با شمشیری آغشته به سم کشنده ی جهل و تعصب و تزویر و عوام فریبی و قساوت و سبعیت و به هنگامی که مولا چونان همیشه ی لحظه ها در دریای راز و نیازی شگرف و سوزناک و مقدس با خدایش غرق بود و در مسجد کوفه اقامه ی نماز جماعت می فرمود ، بر فرق ماهتاب کوفه ضربتی جانکاه وارد آورد.خاکم به سر ابن ملجم پست با شمشیر جنایت زهرآلود تاریخ ،شق القمر کرد و پیشانی خدایی مهتاب عشق را شکافت.خبر نه تنها در سرتاسر کوفه ،بلکه در زمین و آسمان پیچید.مردم سراسیمه به سمت مسجد کوفه سرازیر شدند.قلب عالم امکان شکست.در آسمانها و زمین ولوله و شورشی عظیم بپا خواست.توگویی مسجد کوفه تبدیل به صحنه ی قیامتی کوچک شد.محاسن مبارک شیر خدا به خون پیشانی نورانی اش، آغشته شد.قلب زمین و آسمان شکست.خاکم به دهن کوفه شد بی مولا  و یتیمانش بی حامی و بی بابا.خاکم به سر داغ بی پدری بر جبین مبارک حسنین و زینبین نقش بست.در عرش خدا زلزله بر پاگشت.حادثه چنان هولناک و سوزناک که خدا هم- زبانم لال- به سوگ محبوب ترین بنده اش یعنی علی مرتضا نشست.علی! نامی که اگر دریاها و اقیانوسها جوهر شوند و تمامی دلهای زمینیان و عرشیان قلم شوند ، به واقع برای توصیف عظمت و بزرگ منشی روح خدایی اش کم می آورند.همان علی که شیر روز و زاهد بیدار شب بود ، همان علی که در صحنه ای از صحنه های نبرد وپیکار با کافران و مشرکان شب پرست و ابلیس صفت ،خالق چنان حماسه های بی نظیری شد و آن چنان رشادت و پایمردی و فداکاری را به منصه ی ظهور رساند که ندایی ملکوتی از جانب هاتفی که مامور ابلاغ پیام خداوند بود در گوش زمین و آسمان طنین افکن شدکه: لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار،دردی جانکاه را به جان خرید.حسنین طبیب بر بالین پدر آوردند.طبیب حاذق کوفه ،درخواست شیر کرد تا به حضرتش بنوشانند تا شاید التیام بخش زخمهای فرق شکافته ی امیر دلها گردد.شگفتا  تا این خبر در کوفه پیچید یتیمان کوفه هریک کاسه ی شیر به دست به در خانه ی شیر خدا هجوم آوردند..اما دردا و فسوساکه نوشاندن شیر هم چاره بخش نشد. دیگر طبیب هم از معالجه ی حیدر کرار آن پهلوان عرصه های جوانمردی و  پیکار و حماسه و عدالت  و جود سخا و کرم و جوانمردی  ناامید گشت.چرا که دشمن خطرناک بشریت ، شمشیر نفاقش را به چنان زهری آغشته کرده بود که هیچ دوایی نمی توانست زخم ناشی از آن ضربت سهمگین را که بر پیشانی نورانی خورشید عصرها ، مولای عارفان و امیر عاشقان ،وارد آمده بود ، درمانگر باشد.واین چنین بود که علی مرتضا آن فاتح دلها ،آن پیام آور صلح و رحمت و عطوفت ،آن منادی همیشه تابان غیرت و شرافت و عبودیت ، آن آسمان صفا و صمیمیت، رهبر جوانمردان تاریخ  ، پیشوای صلح و عدالت وتقوی،بنده ی محبوب یزدان بی همتا ، قرآن ناطق ، عشق خدا و خدای عشق ، در بیست و یکمین روز از ماه رمضان ،روح آسمانی اش قفس تنگ خاک را تاب نیاورد و باچهره ای خونین به لقای پروردگار شتافت . آری علی مرتضا در حالی که آوای جاودان فزت و رب الکعبه بر لب داشت، در جوار رحمت پروردگار آرام گرفت.آری اگر چه در بیست و یکمین روز از ماه رمضان ، مولا مرغ روح ملکوتی اش در جوار رحمت خداش آرام گرفت ، اما این ابن ملجم جلاد و خونریز و ضد بشر بود که نه تنها کوفه بلکه بشریت تشنه ی عشق و عدالت را از ابر مردسترگ  زمان محروم کرد و انسانیت و شرف و مردانگی را برای همیشه در  سوگ حیدر پهلوانمردی و فتوت داغدار کرد.دریغا که بشریت تشنه ی عدالت و راد مردی و پاکی و درستی ، داغدار ابدی شهادت ابر مرد عشق است که پیشانی نورانی و الهی اش به دست شقی ترین افراد روی زمین ، تنها و تنها به جرم علی بودن، به شمشیر نفاق و تعصب و کینه و شقاوت – آن هم به نام دین و مذهب- شکافته شد.علی ساقی کوثر ، داماد پیمبر و قرآن ناطق  با آنکه می دانست و بارها بیان فرموده بود که به دست شقی ترین افراد به شهادت خواهد رسید و با صراحت و قاطعیت می فرمود که قاتلش جز ابن ملجم مرادی کسی دیگر نیست،اما هرگز به فکر انتقام جویی بر نیامد و قصاص قبل از جنایت نفرمود.آری شاه مردان و شیر بیشه ی پیکار و رزم آوری پهلوان پهلوانان ، شهادت را باآغوش باز پذیرا شد.کجا سراغ دارید رهبری را که در روی کره ی زمین به فرزندانش سفارش نماید که با قاتلش با مدارا و نرمی برخورد کنند و حتی به او شیر بنوشانند .مرحوم شهریار به زیبایی به این مطلب در شعر علی ای همای رحمت  اشاره می کند :
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من                         چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا  
و اما باید کفت هیچ کس نمی تواند جای خالی علی آن شیر خدا را در زمین پر کند. مگر اینکه ظهور منجی عالم  بشریت امام زمان الیتیام بخش زخمهای تاریخی بشریت به خصوص شیعه ی هماره مظلوم تاریخ گردد. و اما باید هماره بر صفحه ی دل نگاشت  درود هماره ی خدا و فرشتگان بر تو ای شیر خدا ، شاه مردان و ای روح سرخ روزگاران و پهلوان عرصه های جوانمردی و کرم  و جود، ساقی کوثر که قسیم النار والجنه هستی ، ما روسیاهان را عنایتی کن . شفیع مان باش در فردای محشر. دست عنایتی بر سر ما روسیاهان بکش تا روسپید روزگاران گردیم .امیر عشق و آزادی . حسن مطلع زندگانی ات با تولد در خانه ی کعبه آغاز و حسن  مقطع زندگانی دنیایی ات با شهادت در محراب مسجد کوفه رقم خورده است. حسن ختام این مقال را با شعری که  ازنام شاعرش بی اطلاعم  به پایان  می برم که چه زیبا سروده است:
میسر نگردد به کس این سعادت                  به کعبه ولادت به مسجد شهادت

نوشته ی محمدرضا کوزه گر کالجی(قنبرثانی) از ساری

 

Write Comment
  • Please keep the topic of messages relevant to the subject of the article.
  • Personal verbal attacks will be deleted.
  • Please don't use comments to plug your web site. Such material will be removed.
  • Just ensure to *Refresh* your browser for a new security code to be displayed prior to clicking on the 'Send' button.
  • Keep in mind that the above process only applies if you simply entered the wrong security code.
Name:
E-mail
Comment:

Code:* Code
I wish being prevented by email of the comments which will follow




  Be first to comment this article

 
قبل >
   

 

   
 
 
  شبکه اطلاع رسانی امام حسین علیه السلام